چگونه نیمکره راست مغز خود را بیدار کنیم

چگونه نیمکره راست مغز خود را بیدار کنیم

مطالب این بخش هنوز کامل نیست. همانطور که در عکس می بینید نیمه راست مغز نیمه عشق و حال است و نیمه چپ مغز نیمه حساب و کتاب و چون و چرایی

طبق فرشیه های خوزه سیلوا مغز راست در خوشبختی انسان تاثیر اصلی دارد و بیدار کردن آن مهم است. متاسفانه ما از نیمه راست مغز که قدرت آن ده برابر نیمه چپ است تنها برای شستن خودمان در دستشوی استفاده می کنیم. چون کنترل دست چپ به مغز راست است.

اگر آزمونی علمی انجام دهیم و معلوم شود که افراد معمولا چشم چپ ضعیف تر دارند این نشان می دهد نیمه راست مغز ضعیف است. چون چشم چپ بیشتر با مغز راست کننترل می شود.

برای تقویت نیمه راست مغز باید دست چپ را قوی کرد. رمان هنر موسیقی تصور و تجسم خواند یا آموخت و کارهایی که فعلا دنبال تکمیلش هستم

موانع پرورش نيمكره راست:

افكاري كه مانع رشد و تكامل نيمكره راست مي شوند عبارتند از :

1)     من بايد هميشه جدي باشم . 2) حق اشتباه كردن ندارم.  3)من بايد عاقلانه عمل كنم و گرنه ….

1)     كاري كه انجام مي دهم بايد خوشايند ديگران باشد. 5) اگر از نتيجه ي كاري مطمئن نيستم نبايد انجام دهم.

6)     هميشه دنبال رو آدمهاي موفق باشم و شيوه ي عمل آنها را تقليد كنم.

7)     بر اين باور باشم كه آدم موفق كسي است كه در انجام كارها هميشه ساده ترين و كوتاه ترين راه را برود.

راههاي تقويت نيمكره راست:

1)     به مسائل به صورت كلي نگاه كنيد نه جزئي .

2) سؤالهاي اگر و يا آنگاه بپرسيد و پاسخهاي متفاوت پيدا كنيد.

3) به خود مجال خيال بافي و فكرهاي تخيلي بدهيد.

4) از گردش در طبيعت لذت ببريد و به اصوات و رايحه ها توجه كنيد.

5) بازي هاي فكري داشته باشيد. 6) يادگيري را هميشه با كشيدن شكل و طرح انجام دهيد.

7) نقاشي و طراحي را بياموزيد.  رمان بخوانيد و داستان را به شكل تصوير در ذهن مرور كنيد.

9) بيشتر نگاه و مشاهده كنيد تا اينكه فقط گوش فرا دهيد .

10) تصوير آرزوهاي خود را در آينده ببينيد. 11) بدنبال ارتباطات بين افراد و اشياء و موضوعات باشيد.

12) بچه گانه فكر كنيد و حس زيبا شناسي خود را تقويت كنيد.

13) در تحقيقات و كارها , قدرت ريسك داشته باشيد.

14) در رساندن مطلب به ديگران يا درس خواندن از مثال يا استعاره استفاده كنيد.

15)  ديگران را دوست بداريد , احترام بگذاريد و تشكر كنيد.

مراحل انجام این کار به ترتیب زیر است:

1- بر روی یک صندلی و در وضعیت راحتی می نشینیم.
2- چشمانمان را می بندیم.
3- یک نفس عمیق عالی کشیده و به هنگام بازدم عضلات بدنمان را ریلاکس و آرمیده می کنیم.
4- یک محل خوش آیند را که در گذشته در آنجا به شما احساس آرامش و نشاط داده است؛ از قبیل ساحل دریا، چمنزار یا سایه یک درخت در ذهنمان می بینیم و خودمان را چند دقیقه در آنجا تصور می کنیم.
5- به خودمان می گوییم(تلقین می کنیم) که هر زمان که چشمانمان را باز کنیم، احساس عالی، با هشیاری کامل و بسیار بهتر از گذشته خواهیم داشت.
6-چشمانمان را باز می کنیم.

با انجام این تمرین نخستین گام برای نزدیک شدن به بعد دیگر وجود را بر خواهیم داشت. هر چقدر که ما به بعد دیگر وجود نزدیک شویم آن بعد هم به ما نزدیکتر می شود و کمک های این بعد به شکل گسترده ای وارد زندگی ما خواهد شد.
برای رسیدن به این هدف 4 مرحل تمرینات آرمیدگی 5 روزه و جمعا 20 روز در نظر گرفته شده است که هر روز سه بار صبح و ظهر و شب به طور مرتب و منظم مراقبه می کنیم تا نهایتا با بعد دیگر وجود ارتباط برقرار کرده و از این نیروی عظیم بهره برداری کنیم.

ارتباط ریلاکسیشن با کمک گرفتن از بعد دیگر وجود:
ممکن است عده ای بپرسند(ریلاکسیشن چه ارتباطی با کمک گرفتن از بعد دیگر وجود دارد؟) در پاسخ گفته می شود که ارتباط زیادی بین این دو وجود دارد برای یادآوری اشاره می شود که:
– ریلاکس ساختن بدن به ما اجازه می دهد که ذهنمان نیز ریلاکس شود.
– ریلاکس شدن ذهن باعث می گردد که فرکانس امواج مغزی آهسته گردد.
– آهسته تر شدن فرکانس امواج مغزی به ما امکان می دهد که نیمکره راست مغزمان را فعال تر کنیم.
– نیمکره راست مغز وسیله ارتباطی ما با قلمرو غیر عادی خلاقیت و آفرینندگی- یا بعد دیگر وجود است و فعال شدن آن ما را به این قلمرو متصل می سازد.

به این ترتیب ملاحظه می شود که ریلاکس بودن برای برقراری ارتباط با بعد دیگر وجود تا به آن اندازه ضروری است که وجود یک گوشی برای برقراری یک تماس تلفنی.

تمرینات 5 روز اول
اکنون نوبت انست که آنچه را قرار است در صبح و ظهر و شب انجام دهیم بررسی شود.

الف: مراحل اجرای تمرینات صبحگاهی در 5 صبح نخست

1- پس از بیداری از خواب در بسترمان به شکل طاقباز دراز می کشیم.
2- چشمان را می بندیم و آن ها را به آرامی کمی بسوی بالا و به طرف وسط ابروها حرکت می دهیم و بدنمان را کاملا آرمیده می کنیم.
3- از صد تا یک بصورت معکوس و با طمانینه می شماریم.
4- وقتی به شماره یک رسیدیم به خودمان می گوییم یا تلقین می کنیم: (هر زمان که من به این روش ریلکس می شوم، ریلاکس من سریعتر و عمیقتر می گردد.)
5- با شمارش مستقیم از یک تا پنج به جلسه خاتمه می دهیم. در شماره 3 توقف کوتاهی داشته و ذهنا به خودمان می گوییم: (هنگامی که من در شماره 5 چشمانم را باز کنم احساس هشیاری عمیق و احساسی عالی خواهم داشت.)
6- در شماره 5 چشمان را باز کرده و با خود می گوییم: (من احساس هشیاری عمیق و احساسی عالی دارم.)

هر 5 روز اول این تمرین را مرتبا انجام می دهیم.

ب: مراحل اجرای تمرینات در ظهر- 5 روز اول

تمرینات ظهر روز اول
1- در وضعیت راحتی می نشینیم(یا دراز می کشیم)، چشمان را می بندیم و آنها را به آرامی به بالا و وسط ابروها حرکت می دهیم و بدن خودمان را کاملا آرمیده می کنیم.
2- از صد تا یک به صورت معکوس می شماریم.
3- یک هنوانه سبز رنگ و برزگ را تجسم می کنیم.
4- تصور می کنیم که کسی این هندوانه را از وسط به دو نیم کرده است و ما می توانیم درون هندوانه را ببینیم.
5- دوباره این دو نیمه بریده شده را در ذهنمان روی هم قرار داده و سپس آنرا ناپدید می سازیم.
6- از یک تا پنج شمرده و مانند تمرین صبح جملات تاکیدی (من احساس هشیاری عمیق و احساس عالی دارم) را تکرار می کنیم.

تمرینات ظهر روز دوم:
مراحل یک و دو را مانند روز اول انجام می دهیم.
3- خودمان را در حالتی که گوش در برابر یک آینه تمام قد ایستاده تجسم می کنیم.
4- تمام جزئیات صورتمان را برانداز کرده و اگر اشکالی می بینیم در ذهنمان رفع می کنیم(به تجسم چهره خیلی اهمیت می دهیم.)
5- مانند روز اول با شمارش مستقیم یک تا پنج و تکرار جملات تاکیدی مانند صبح به جلسه خاتمه می دهیم.

تمرینات ظهر روز سوم:
1- مراحل یک و دو را مانند روزهای اول و دوم انجام می دهیم.
2- تجسم افرادی که با ما در یک خانه زندگی می کنند(یا دوستان نزدیک و آشنایان اگر تنها زندگی می کنید.)این تمرین هم بر اساس تجسم چهره افرادی که هر روز در زندگی روزمره آن ها را می بینیم قرار دارد.
3- مانند دو روز اول و دوم با شمارش مستقیم از یک تا پنج و تکرار جملات تاکیدی به جلسه خاتمه می دهیم.

تمرینات ظهر روز چهارم:
1- مراحل یک و دو را مانند سه روز قبل انجام می دهمی.
2- یک مکان خوشایند و لذت بخشی را که قبلا در آنجا بوده ایم انتخاب می کنیم. این مکان می تواند ساحل دریا، کنار یک دریاچه ، دامنه یک کوه، قسمتی از یک باغ و یا حتی اتاق کارمان باشد. سپس خودمان را در آن جا مجسم کرده سعی کنیم تصویری که ایجاد می کنیم آن چنان واقعی باشد که آرامشی را که در این مکان ها احساس می کنیم دوباره در ذهنمان تجربه کنیم. در بخشهای آینده از این مکان با عنوان”مکان دلخواه ریلکس و آرامیدگیمان”به آنجا مراجعه خواهیم کرد.
3- مانند سه روز گذشته با شمارش مستقیم از یک تا پنج و تکرار جملات تاکیدی به جلسه خاتمه می دهیم.

تمرینات ظهر روز پنجم:
1- مراحل 1 و 2 را مانند روزهای قبل انجام می دهیم.
2- محلی را که در آنجا زندگی می کنیم از بیرون نظاره کرده و سعی می کنیم هر آنچه را که در مورد آن به نظرمان می رسد به خاطر بسپاریم. این محل را از زوایای بالا و پایین و کنار نظاره و بررسی می کنیم و یادمان باشد که رنگهای خاص و جزئیات دیگر را هم مجسم کنیم.
3- مانند روزهای گذشته با شمارش مستقیم از یک تا پنج و تکرار جملات تاکیدی به جلسه خاتمه خواهیم داد.

ج: برنامه اجرای تمرینات در شب- روزهای اول تا پنجم
تعریف ریلکس پیشرونده:
اگر ریلاکس کردن را از یک قسمت بدن مثلا سر شروع کنیم و واکنش آن قسمت را احساس کنیم و سپس به قسمت دیگر بدن مثلا گردن و شانه ها و سینه و غیره رفتن ریلکس نموده و واکنش این قسمت ها را احساس کنیم تا به نوک انگشتان پاها و دستها برسیم به این نحوه ریلکس کردن ریلکس پیشرونده می گوییم.
در هر یک از تمرینات شبانه نخست با آنچه صبح انجام دادیم به تمرین ریلکس پرداخته و سپس تمرین های اضافی که ذکر می شود به آن می فزاییم.

تمرین شب نخست:
چشمها را بسته به وسط ابرو نگاه کرده از یک تا صد شمرده و جمله تاکیدی را بگوییم. به اجرای تمرین ریلکس پیشرونده سابق الذکر پرداخته و سپس آن هندوانه شب نخست را تجسم کرده و کلیه قسمت های آن را می بینیم و حتی بو و مزه آن را حس می کنیم. اکنون این تصویر را ناپدید کرده همین کار را با یک پرتقال و یک سیب انجام می دهیم.
با شمارش از یک تا پنج به طور مستقیم شمرده و با ذکر جملات تاکیدی صبح جلسه را تمام می کنیم.

تمرین شب دوم:
چشمها را بسته به وسط ابرو نگاه کرده از یک تا صد شمرده و جمله تاکیدی را بگوییم. ابتدا شکل تسریع شده ریلکس پیشرونده را به انجام رسانده سپس به تمرین تجسم خودمان در آینه پرداخته و در این مرحله تصویر خودمان را به نحوی دلخواه نغییر می دهیم که جوانتر سالمتر شادابتر و با نشاط تر به نظر برسیم. در پایان از یک تا پنج بطور مستقیم شمرده و با ذکر جملات تاکیدی جلسه را تمام می کنیم.

تمرین شب سوم:
چشمها را بسته به وسط ابرو نگاه کرده از یک تا صد شمرده و جمله تاکیدی را بگوییم. ابتدا شکل تسریع شده ریلکس پیشرونده را به انجام رسانده و سپس آن شخصی از دوستان یا نزدیکان را که در ظهر تجسم کردیم مسجم کرده و آن شخص را به خاطر اختلافات و سوء برداشت های احتمالی می بخشیم و از او می خواهیم که ما را ببخشد. در پایان از یک تا پنج بطور مستقیم شمرده و با ذکر جملات تاکیدی جلسه را تمام می کنیم.

تمرین شب چهارم:
مانند شب قبل چشم ها را بسته به وسط ابرو نگاه می کنیم از یک تا صد شمرده و جمله تاکیدی را می گوییم. پلکهای چشم را ریلکس کرده و بر این احساس تمرکز می کنیم و این احساس را به تمام بدن حتی نوک انگشتان پاها جریان داده و خود را در محل خوش آب و هوای ظهر مجسم کرده و با خود این جملات را تکرار می کنیم:

“هر روز من سالمتر و غنی تر می گردم= در هر کاری که انجام می دهم هر روز بهتر و بهتر می شوم. هر روز من دنیا را به محل بهتر بریا زندگی تبدیل می کنم.”

مانند شب قبل جلسه را خاتمه می دهیم.

تمرین شب پنجم:
مانند شب قبل چشم ها را بسته به وسط ابرو نگاه کرده از یک تا صد شمرده و جمله تاکیدی را می گوییم. مکان دلخواه ریلکس را تجسم می کنیم. سپس محل آنرا به تصویر خانه یا آپارتمانی که در آن زندگی می کنیم و ظهر نمای خارجی آن را دیده ایم تغییر داده اکنون در اطراف این خانه نور سفید رنگی قرار داده و در ذهنمان ببینیم که این ساختمان با نور الهی و نوری که از عشق و حمایت بعد دیگر وجود ناشی می شود احاطه شده است. دقایقی در این حالت می مانیم و سپس جلسه را مانند چهار شب پیش خاتمه می دهیم.

برنامه تمرینات روزهای ششم تا دهم:
در تمرینات پنج روز دوم اعمالی که در صبح انجام می دهیم آسانتر، تمرینات ریلکس ظهر جالبتر و تمرینات شبانگاهیمان عملیتر و کاربردی تر خواهد بود.

برنامه عملی تمرینات صبحگاهی روزهای ششم تا دهم:
1- پس از بیداری بصورت طاقباز در رختخوابمان دراز می کشیم.
2- چشمانمان را می بندیم و به سمت بالا و وسط ابروها حرکت داده و از یک تا پنجاه بصورت معکوس می شماریم.
3- وقتی به شماره یک می رسیم جمله تاکیدی “هر زمان که من به چنین روشی ریلکس می شوم ریلکس من عمیقتر و سریعتر می گردد” سپس با خودمان می گوییم “افکار مثبت تمام سودمندی ها و امتیازی را که می خواهم برایم به ارمغان می آورد.”
4- همانند گذشته با شمارش از یک تا پنج جلسه را به پایان رسانده و جملات تاکیدی پنج روز اول را تکرار می کنیم. وقتی به شماره سه رسیدیم می گوییم “وقتی در شماره پنج چشمانم را باز می کنم احساس هشیاری عمیق و احساسی عالی خواهم داشت.” و وقتی در شماره پنج چشمان را باز می کنیم “من هشیارم و احساسی عالی دارم.”

برنامه عملی تمرینات ظهرگاهی روزهای ششم تا دهم:

روز ششم:
پس از پایان شمارش یک تا پنجاه و بستن چشمها و توجه به وسط ابروها خودمان را در یک باغ گل زیبا تجسم می کنیم. شکوفه های گلها را در ذهنمان به عینه می بینیم و بوی فرحبخش آنها را حس می کنیم . هنگامی که یکی از این شکوفه های گل را با دستمان لمس می کنیم و می بینیم که قطره شبنمی از روی یکی از گلبرگها به زمین می چکد جلسه را با شمارش یک تا پنج و تکرار جملات تاکیدی به پایان می رسانیم.

روز هفتم:
پس از پایان شمارش یک تا پنجاه و بستن چشمها و توجه به وسط ابروها یک دریاچه آرام و زیبا را تصور می کنیم این دریاچه بقدری آرام است که ما می توانیم در لبه دریاچه ایستاده و انعکاس تصویر خودمان را بر روی آب ببینیم. به انعکاس تصویر خود در دریاچه نگاه کرده و به خودمان بگوییم “من تو را دوست دارم و به تو عشق می ورزم.” جلسه را با شمارش یک تا پنج و تکرار جملات تاکیدی به پایان می رسانیم.

روز هشتم:
پس از پایان شمارش یک تا پنجاه و بستن چشمها و توجه به وسط ابروها تجسم می کنیم که در حال انجام کاری هستیم که از مدتها پیش دوست داشتیم انجام دهیم از این خیالبافی که ما را در قالب یک مخترع، موسیقی دان، پزشک، مهندس، نویسنده یا معلم موفق و یا هر شغلی که دوست دارید لذت ببرید و ببینید که چنین چیزی واقعا اتفاق افتاده است. جلسه را با شمارش یک تا پنج و تکرار جملات تاکیدی به پایان می رسانیم.

روز نهم:
پس از پایان شمارش یک تا پنجاه و بستن چشمها و توجه به وسط ابروها تجسم می کنیم که گوئی در حال چشیدن غذای مورد علاقه تان هستید. این غذا می تواند شامل سوپ یا آش یا خورش مورد علاقه، سالاد یا دسر یا چند غذای دیگر باشد. جلسه را با شمارش یک تا پنج و تکرار جملات تاکیدی به پایان می رسانیم.

روز دهم:
پس از پایان شمارش یک تا پنجاه و بستن چشمها و توجه به وسط ابروها تجسم می کنیم که زمان یک ساعت بعد از وقت ظهر است. ببینید که در آن زمان وقایع خوشایندی اتفاق می افتد. مثلا یک دوست، یک مشتری یا یک همکار جدید پیدا می کنید یا اینکه مشکلی را حل می کنید. فرض کنید از این وقایع خوشایند فرضی “یک فیلم یا سریال ذهنی” بسازید. جلسه را با شمارش یک تا پنج و تکرار جملات تاکیدی به پایان برسانید و در این باره به تفکر بپردازید. آیا چنین چیزی ممکن است؟

برنامه عملی تمرینات شبانگاهی روزهای ششم تا دهم:
در طی تمرینات شبانگاهی دوره پنج روزه دوم قرار بر این است که راه را برای بکارگیری رویاهایمان در زندگی روزانه خود هموار سازیم.

شبهای ششم و هفتم:
پس از بهم گذاشتن چشمها و طاقباز خوابیدن و توجه به وسط ابروها و شمردن اعداد یک تا پنجاه و ذکر جملات تاکیدی عضلات پلک چشمهایمان را ریلکس می سازیم. سپس به خودمان می گوییم “می خواهم که یک رویا را بخاطر بسپارم قصد من اینست که یک رویا را به خاطر بسپارم” بعد به خواب می رویم و زمانی که دوباره بیدار شدیم رویایمان را یادداشت می کنیم.

شبهای هشتم و نهم و دهم:
همانند بالا عمل کرده اما اینبار به خود می گوییم “می خواهم که یک رویا را بخاطر بسپارم قصد من اینست که یک رویا را به خاطر بسپارم” سپس هر زمان که در طول شب یا نزدیکیهای صبح با داشتن خاطره یا از یک رویا از خواب بیدار شدیم ان را یادداشت می نمائیم. البته مانند دو شب ششم و هفتم بعد از جمله تاکیدی و در حالی که در سطح آلفا قرار داریم به خواب می رویم. در این پنج شب جلسه خاتمه نمی یابد و قبل از آن به خواب رفته ایم.

مشاوران خیالی:
برای تعبیر و تفسیر رویاها و اصولا برخی مسائل که برای ما پیش میاید ممکن است اطلاعات و دانش لازم را نداشته باشیم برای رفع این مشکل برای خودمان دو مشاور زن و مرد انتخاب می کنیم و به صورت ذهنی در موارد لزوم مشورت می کنیم. این مشاوران می توانند یک فرد زنده یا مرده یک خویشاوند یک شخصیت ذهنی یا تاریخی و یا یک شخصیت تخیلی باشند.

آفریدن مشاوران خیالی:
نخست با مراحل زیر مشاور خیالی مذکر خود را ایجاد می کنیم:

1- بر روی یک صندلی نشسته و چشمانمان را می بندیم و آنها را به سمت بالا و وسط ابروها حرکت می دهیم و از یک تا پنجاه بصورت معکوس می شماریم.
2- عمق ریلکسمان را با استفاده از شکل تسریع شده ریلکس پیشرفته عمیق می کنیم.
3- در تصورمان به مکان دلخواه ریلکس می رویم.
4- مشاورمان را دعوت می کنیم تا در آنجا به ما بپیوندد(مشاور مذکر). با ذهنمان او را در آنجا ایجاد می کنیم و از حضورش سپاسگزاری می کنیم.
5- به محض اینکه به مکان دلخواه ریلکس می رویم او را در آنجا خواهیم یافت با شمارش یک تا پنج بطور مستقیم و گفتن جملات تاکیدی جلسه را خاتمه می دهیم. پس از پایان جلسه با تکرار مراحل فوق مشاور مونث خود را هم انتخاب می کنیم.

برنامه عملی تمرینات صبحگاهی روزهای یازدهم تا پانزدهم:
در طی برنامه پنج روزه سوم تمرینات صبحگاهی باز هم کوتاهتر می شود در این دوره بجای شمارش معکوس پنجاه تا یک از بیست و پنج تا یک می شماریم. اما عمل ریلکس ما با وجود کوتاه تر شدن شمارش معکوس اگر بیشتر نباشد کمتر از صد و پنجاه نیست. اینک ذهن ما در حال فراگیری ریلکس و آرمیدگی و خو گرفتن با آن است. لذا زمان کمتری برای شمارش معکوس نیاز است.

تمرینات عملی پنج روزه سوم:
1- صبح پس از بیداری از خواب در بسترمان طاقباز قرار می گیریم.
2- چشمانمان را می بندیم و آنها را به آهستگی حرکت داده متوجه وسط ابروها می شویم.
3- از بیست و پنج تا یک به صورت معکوس شمرده و وقتی به یک می رسیم این جمله را با خود تکرار می کنیم “هر زمان که من به چنین شیوه ای ریلکس می شوم عمق و سرعت ریلکس من بیشتر می شود.”، “افکار مثبت، تمام سودمندی ها و امتیازاتی را که می خواهم برایم به ارمغان می آورد.”
4- با شمارش مستقیم یک تا پنج جلسه را خاتمه می دهیم. وقتی به شماره 3 رسیدیم این جمله را با خود تکرار می کنیم “هر زمان که من چشمانم را در شماره 5 باز کنم احساس هشیاری عمیق و احساسی بسیار عالی خواهم داشت.” شمارش را ادامه می دهیم در شماره 5 چشمها را باز کرده می گوییم “من احساس هشیاری عمیق و احساسی بسیار عالی دارم.”

برنامه عملی تمرینات ظهرگاهی روزهای یازدهم تا پانزدهم:
در تمرینات شبانگاهی دوره پنج روزه دوم رویاهایمان را یادداشت کرده ایم. قرار است این یادداشت ها قسمتی از تمرینات ظهرگاهی دوره سوم باشد. برای این کار به صورت زیر عمل می کنیم:

روز یازدهم:
کلیه یادداشتهای مربوط به رویاهای پنج روز گذشته خود را گردآوری کرده و مطمئن شویم که هنگامی برگزاری جلسه تمرینی جلسه تمرینی ظهرگاهی خود همه را به همراه داریم.

1- با شمارش معکوس بیست و پنج تا یک و بستن چشمها و حرکت آنها به سمت وسط ابروها به سطح آلفا می رویم.
2- وقتی به شماره یک رسیدیم در ذهن خود می گوییم قصد دارم چشمانم را باز کنم و به خواندن یادداشت های مربوط به رویاهایم بپردازم. به هنگام جستجو برای یافتن زمینه یا عناصر اصلی و مهمی که ممکن است در بیش از یک رویای من وجود داشته باشد با تمرکز و آگاهی کامل عمل خواهم نمود.
3- پس از مشخص شدن عناصر اصلی رویاهایمان آنها را یادداشت می کنیم.
4- جلسه را با شمارش یک تا پنج خاتمه می دهیم.

روز دوازدهم:
1- مرحله یک روز یازدهم را انجام داده و با شماره یک چشمها را باز می کنیم.
2- رویاهائی که دارای تم و عناصر شبیه هم هستند از یادداشت دیروز جدا می کنیم.
3- جلسه را با شمارش یک تا پنج خاتمه می دهیم.

روز سیزدهم:
یکی از رویاهایی را که دیروز مشخص ساختیم دارای زمینه و عناصر مشترک می باشد انتخاب و انرا بازخوانی نموده و سپس به شمارش معکوس بیست و پنج تا یک وارد سطح آلفا شده و به مرور عناصر اصلی آن رویا مشغول یم شویم چنانچه گویی فیلمی را از آخر به اول تماشا می کنیم. وقتی این فیلم تمام شد و به نقطه شروع رسید این بار آن را از اول تا آخر تماشا می کنیم. بعد از خودمان سوال می کنیم که چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ با شمارش معکوس یک تا پنج و جملات تاکیدی جلسه را به پایان می رسانیم. اضافات و پیشنهادهای جدیدی را که در مورد رویاها کسب کرده ایم یادداشت می کنیم.

روز چهاردهم:
با گفتن جملات تاکیدی و با در نظر داشتن رفتارها بازخوردها و هیجانات خود به بررسی پیشنهادهایی که رویاها در ما ایجاد کرده اند می پردازیم چه تغییرات و اصلاحاتی بر اساس تعبیر این رویاها-ممکن یا بهتر است در ما صورت گیرد؟ با شمارش از یک تا پنج و جملات تاکیدی جلسه را ختم نموده و بلافاصله تغییرات یا اصطلاحاتی را که در سطح آلفا در ذهنمان خطور کرده است یادداشت می کنیم.

روز پانزدهم:
یادداشت های دیروزمان درباره تغییرات و اصلاحات را خوانده و سپس با بر هم گذاشتن چشمها و حرکت به وسط ابروها و گفتن جملات تاکیدی و با شمارش معکوس از بیست و پنج تا یک وارد سطح آلفا شده و در این سطح خودمان را در حالی می بینیم که دارای آن ویژگی ناخواسته و نامطلوبی که مشخص ساخته ایم هستیم. اکنون کاری انجام می دهیم که این ویژگی ناخواسته ناپدید شود. مثلا آنرا می شوییم یا آنرا با فوت کردن از خودمان دور می کنیم. بعد خودمان را بدون این ویژگی ناخواسته می بینیم. جلسه با شمارش یک تا پنج و تکرار جملات تاکیدی پایان می یابد.

تمرینات شبانگاهی روزهای یازدهم تا پانزدهم:
در این تمرینات سعی می کنیم تمام تنشها فشارهای عضلانی، خاطرات منفی ناخواسته را از خود رها ساخته و به روشی طبیعی و سالم به عمل پردازیم.

شب یازدهم:
بر خلاف شب های گذشته نه بر بسترمان بلکه روی یک صندلی در وضعیت راحتی قرار می گیریم و با بر هم گذاشتن چشم ها و توجه به وسط ابروها با شمارش بیست و پنج تا یک به سطح آلفا می رویم. تصور می کنیم داخل پای راست شده به طرف بالا رفته و کلیه گیرها و انسدادها را بر طرف کرده وارد پای چپ شده با خود می گوییم “تمام تنشها فشارهای عضلانی و خاطرات منفی ناخواسته را از خود دور ساخته و به روشی طبیعی و سالم به عمل بپرداز.” سپس به کلیه عضلات پشت و جلو و دست ها و گردن و غیره رفته و همین کار را می کنیم و با جمله تاکیدی فوق الذکر، جلسه را با شمارش یک تا پنج و جملات تاکیدی به پایان می رسانیم.

شب دوازدهم:
همانند شب قبل روی صندلی راحت نشسته و با بر هم گذاشتن چشم ها و توجه به وسط ابروها با شمارش بیست و پنج تا یک به سطح آلفا می رویم. این بار عضلات قلب و ریه و کبدمان را ویزیت نموده و به همه آنها آموزشهای لازم را ارائه می دهیم. سپس همین کار را با روده ها و معده و کلیه ها و سرانجام دیگر اعضا غده ها و سیستم های بدنمان را فرا می خوانیم تا تمام تنش ها فشارهای عضلانی و خاطرات منفی ناخواسته را از خود رها ساخته و به روشی طبیعی و سالم به عمل پردازند. جلسه را با شمارش یک تا پنج و جملات تاکیدی به پایان می رسانیم.

شب سیزدهم:
همانند شب قبل روی صندلی راحت نشسته و با بر هم گذاشتن چشم ها و توجه به وسط ابروها با شمارش بیست و پنج تا یک و تکرار جملات تاکیدی به سطح آلفا می رویم. با رسیدن به شماره یک به مکان دلخواه ریلکس می رویم و پدربزرگ و مادربزرگ پدری و مادری پدر و مادر همسر یا نامزد برادرها خواهرها و فرزندان را به این محل دعوت می کنیم. همه آنها را در آغوش گرفته و آنها را مورد بخشش قرار می دهیم و از آنها نیز طلب بخشش می کنیم. و مطمئن می شویم که یکدیگر را بخشیده ایم. جلسه را با شمارش یک تا پنج و جملات تاکیدی به پایان می رسانیم.

شب چهاردهم:
همانند شب قبل روی صندلی راحت نشسته و با بر هم گذاشتن چشم ها و توجه به وسط ابروها با شمارش بیست و پنج تا یک و تکرار جملات تاکیدی به سطح آلفا می رویم. در این شب کلیه خویشاوندان دور و نزدیک را مورد بخشش قرار می دهیم. برای صرفه جویی در وقت از هر گروهی یک نفر را انتخاب می کنیم. مثلا از پسر عموها یک نفر و دختر عموها یک نفر و …خویشاوندان به شرح(یک عمو یک دائی یک عمه یک خاله یک پسر عمو یک دختر عمو یک دختر خاله یک پسر خاله یک پسر یا دختر دائی یک پسر یا دختر عمه و یک خویشاوند سببی از نسل قدیم و یک خویشاوند سببی از نسل جدید یک همسایه یک دوست یک معلم و یک همکار). جلسه را با شمارش یک تا پنج و جملات تاکیدی به پایان می رسانیم.

شب پانزدهم:
یک شخصیت مهم برای بخشیدن در زندگی ما باقی مانده است که لازم است او را هم مورد بخشش قرار دهیم. این شخصیت کسی نیست جز خود ما. ما برای این که بتوانیم به دیگران عشق بورزیم لازم است که قبل از آن عاشق خودمان باشیم. برای بخشیدن خودمان پس از نشستن روی صندلی راحت و بستن چشمها و توجه به وسط ابروها با شمارش بیست و پنج تا یک و تکرار جملات تاکیدی به سطح آلفا می رویم. خودمان را در قالب یک شخصیت دیگر به مکان دلخواه ریلکس دعوت می کنیم و خودمان را به خاطر تمام کوتاهی ها اشتباهات و کارهای ناخوشایند دیگری که انجام داده ایم در آغوش گرفته و مورد بخشش قرار می دهیم. جلسه را با شمارش یک تا پنج و جملات تاکیدی به پایان می رسانیم.

برنامه عملی تمرینات صبحگاهی روزهای شانزدهم تا بیستم:

روزهای شانزدهم و هفدهم و هجدهم:
1- پس از بیداری از خواب روی یک صندلی می نشینیم.
2- چشمانمان را بسته و آنها را به آرامی به سمت بالا و وسط ابرو حرکت داده یک نفس عمیق کشیده و به هنگام بازده عضلات بدنمان را شل و ریلکس می کنیم.
3- از 5 تا 1 بصورت معکوس و به آرامی می شماریم.
4- سه عبارت زیر را در ذهن با خودمان تکرار می کنیم “هر زمان که به این شیوه ریلکس می شوم ریلکس من عمیق تر و سریعتر می گردد.” و “افکار کثبت تمام سودمندی ها و امتیازاتی را که می خواهم برایم به ارمغان آورده” و “من هر روز در تمام زمینه ها بهتر و بهتر می گردم.”
5- طبق معمول با شمارش 1 تا 5 و تکرار جملات تاکیدی جلسه را به پایان می برم.

صبح روزهای نوزدهم و بیستم:
در این دو روز 4 گام از 5 گام سه روز قبل را به انجام می رسانم ولی قبل از گام 5 یک فیلم نمایشی درباره اجرای موفقیت آمیز کارهای روزانه ام را در ذهنم به نمایش می گذارم. بهتر است برای این کار یک ساعت دیواری جلوی خود مجسم نموده و یک ساعت یک ساعت وقایع این مدت را نمایش داده و پیشگویی نموده و در ذهن خود مجسم کنید. طبق معمول با شمارش یک تا پنج و تکرار جملات تاکیدی جلسه را به پایان می برم.

برنامه عملی تمرینات ظهرگاهی روزهای شانزدهم تا بیستم:
در 5 ظهر آینده قرار بر آنست که ما برای بهبود وضع انسان و برای تبدیل این دنیا به مکانی بهتر برای زندگی برنامه ریزی کنیم. این برنامه ها می تواند جلوگیری از جنگ و خونریزی، اعتیاد به الکل و مواد مخدر، بیماری و رنجوری و … باشد یا شامل موارد زیر باشد:

1- بیمارستانها دیدگاه های سنتی خود را اصلاح کنند و نگرشهای کلی گرایانه ای را به کار گیرند.
2- مدارس به داشن آموزان بیاموزند که تفکرات متمرکز و متعالی داشته باشند.
3- سیاستمداران ارتباط انسان دوستانه ای میان خود برقرار نمایند.
4- جرم و جنایت تا حد ممکن کمتر و کمتر گردد.
5- مواد غذائی هر چه طبیعی تر و سالم تر گردد.
6- جنگلها رودخانه ها و محیط زیست هر چه بیشتر حفظ شود.
7- مردم کشورهای مختلف به آزادی و عدالت دست یابند.
8- تعصب و نادانی جای خود را به تفاهم و دانش بدهد.
9- سعادت و رفاه نصیب همه مردم دنیا گردد.

موارد فوق همگی سودمندند ولی ما نباید به هنگام برنامه ریزی تصور کنیم که ولی نعمت جهان و منشا خیر هستیم بلکه بهتر است به عنوان عضوی از اعضا جامعه بشری به این برنامه ریزی ها اقدام کنیم.

روزهای شانزدهم تا بیستم:
1- پس از بیداری از خواب روی یک صندلی می نشینیم چشمانمان را بسته و انها را به آرامی به سمت بالا و وسط ابروها حرکت داده یک نفس عمیق می کشیم و به هنگام بازدم سرمان را کاملا به سمت پایین خم می کنیم. با شماره معکوس از 5 تا 1 و تکرار جملات تاکیدی.
2- “هر زمان که به این شیوه ریلکس می شوم ریلکس من عمیق تر و سریعتر می گردد.” و “افکار کثبت تمام سودمندی ها و امتیازاتی را که می خواهم برایم به ارمغان آورده” و “من هر روز در تمام زمینه ها بهتر و بهتر می گردم.”
3- در هر روز یک فیلم نمایشی راجع به یکی از مشکلات جامعه بشری ساخته(البته شروع آن همانطور که الان هست می باشد)و خاتمه فیلم با راه حلی که ما ارائه می دهیم و مشکل رفع می شود انجام می شود.
4- طبق معمول با شمارش یک تا پنج و تکرار جملات تاکیدی جلسه را به پایان می برم.

برنامه عملی تمرینات شبانگاهی روزهای شانزدهم تا بیستم:
ما مخلوقات خداوند به شکل خداگونه خلق شده ایم. این شکل خداگونه ای ما همان آگاهی و شعور ماست که هر اندازه آنرا برای حل مشکلات بیشتر و بیشتر بکار می بریم بیشتر خداگونه می شویم خدایی که حلال همه مشکلات است. ما هر اندازه بیشتر به حل مشکلات بپردازیم به همان اندازه بیشتر به خداوند نزدیکتر می شویم.

شب های شانزدهم و هفدهم:
هر شب یک مشکل متفاوت روابط انسانی خود با دیگران را برمی گزینیم. بر روی یک صندلی راحت نشسته چشمانمان را بسته و آرام به سمت بالا وسط ابروها حرکت داده و سرمان را به سمت پایین حرکت می دهیم. یک نفس عمیق کشیده و به هنگام بازدم عضلات بدنمان را کاملا شل و آرمیده می کینم به طور معکوس از 5 به 1 شمرده و جملات تاکیدی قبلی را تکرار می کنیم. تصویر شخصی را که با او مشکل داریم در ذهنمان مجسم کرده و به او ابراز عشق و علاقه می کنیم. سعی می کنیم مشکل دو طرفه را با هم حل کنیم و راه حل دو جانبه پیدا کنیم که چه چیز به نفع طرفین است. به هنگام پایان جلسه با آن شخص احساس صمیمیت و دوستی می کنیم و با شمارش 1 تا 5 و تکرار جملات تاکیدی در حالیکه احساس هشیاری عمیق و عالی داریم جلسه را تمام می کنیم.

شب هجدهم:
ترک یک رفتار منفی دیرپا: یک رفتار منفی دیرپای خود را که قصد تغییر آن را داریم انتخاب می کنیم. مانند شب های قبل با بستن چشم ها و حرکت آنها و نفس عمیق و شل کردن بدن و ریلکس کردن خود رفتاری که قصد تغییر آن را داریم در نظر آورده و بخود می قبولانیم که آن رفتار خوب و خوشایند نیست. سپس میل و آرزویمان برای تغییر آن رفتار را ابراز می کنیم. به این منظور به خودمان می گوییم “زمانی که من در شماره 1 چشمانم را باز می کنم دیگر آن احساس یا رفتار منفی را نخواهم داشت بلکه احساس یا رفتار من مثبت خواهد بود” (این عبارت را به جای عمیقتر و سریعتر به کار می بریم.) از 5 تا 1 شمرده و بجای تلقین جمله بالا را تکرار می کنیم می توانیم دوباره تکرار کنیم. چشمانمان را باز کرده با شمارش 1 تا 5 و بخودمان تلقین می کنیم من دیگر چنین احساس یا رفتار منفی ندارم. و یا احساس و رفتار من مثبت است. احساس های منفی و مثبت می توانند چنین باشند: (احساس رنجش و ازردگی خاطر: احساس پذیرش و مقبولیت) یا (حسادت: قدردانی) یا (افسردگی: نشاط) یا (نا امیدی: ایمدواری)

شب نوزدهم:
کمک به حفظ بازیابی سلامتی: چند مشکل جسمانی خفیف از قبیل بیماری پوستی یا ترش کردن معده و یا سرفه را که قصد درمان ان با پزشکانمان را داریم برگزیده قبل از خواب مطابق معمول با شمارش 5 تا 1 به سطح آلفا رفته و جملات تاکیدی را هم تکرار می کنیم. تصور می کنیم که وارد بدنمان شده و به عضو دارای مشکل رفته و رفع اشکال می نمائیم. دست آخر تصویر ذهن خود را سالم و بدون عیب مجسم کرده و سپس از همان حالت با شمارش مستقیم 1 تا 5 و جملات تاکیدی جلسه را پایان می بریم.

شب بیستم:
بکارگیری ظرفیت های بیشتری از ذهن: قبل از خواب طبق روال گذشته چشمها را بسته به سمت بالا و وسط ابروها حرکت داده نفس عمیق می کشیم و بدن را شل کرده از 5 تا 1 بصورت معکوس می شمریم. نوک انگشت شست و دو انگشت اول دست های چپ و راست را جداگانه روی هم جمع کرده و با خود می گوییم: “هر زمان که من نوک سه انگشت اولم را بر روی هم جمع می کنم ذهن من با آگاهی و هشیاری عمیقی به عمل می پردازد.” این عبارت را دو بار دیگر تکرار می کنیم و از همان سطح آلفا به خواب می رویم. این تمرین را چند بار دیگر هم تکرار می کنیم و از فردا صبح به بعد هنگام برگزاری جلسه یک تصمیم گیری جدی و یک سخنرانی مهم نوک 3 انگشت اولمان را روی هم جمع می کنیم. در این حالت از کمک بعد دیگر وجود و نیم کره راست برخورداریم و نیاز به صرف وقت برای رفتن به سطح الفا وجود ندارد

Share

دیدگاهتان را بنویسید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.


2 پاسخ برای“چگونه نیمکره راست مغز خود را بیدار کنیم

  1. reza_pro گفت:

    سلام واقعا همینطوره که تو این مقاله خوندیم محدودیت,محدودیت میاره من قبلا “”فقط”” از قوانین پیروی میکردم و الان تاثیرش تو زندگیم فهمیدم تعریف از خود نباشه خیلی باهوش نیستم ولی میتونستم با نیمکره راستم بهتر از اینها باشم و تازگی بصورت ناخودآگاه از این روشها استفاده میکردم از اونموقع هوش eq بهتره همینطور روابط اجتماعیم و حالا که فهمیدم دارم درست پیش میرم میخوام تمریناتم شروع کنم امیدوارم بهتر از این بشم یه اخلاق خاصی که دارم اینه که از چیزی که هستم سیر نمیشم ممنون ازشما و به بقیه هم توصیه میکنم راستی چرا سایتتون فیلتره!؟ اون سوسکه هم واسه اطلاعات عمومی گذاشتین دیگه ,مگه نه؟ اینجوری که بیشتر از نصف کاربراتون از دست میدین(((: مخصوصا دختراا
    (9spam) تو ایمیلم گذاشتم جدی نگیرید!

    • اهورا نیوز گفت:

      lol

      نمی دونم کدوم نامرد خدا بی خبری الکی ما رو فیلتر کرده! حتما از اسم اهورا ترسیدند 100 بار درخواست دادیم چواب ندادند تا اقای عبدالصمد خرم ابادی رییس فیلترینگ باشه ما رفع فیلتر نمیشیم ظاهرا

      اما تجربیات نیمکره راست مغز تو بفرست براما به نام خودت میذاریم تو سایت ..خ.شحال میشیم به بقیه کمک کنید

      اون سوسکه…جدا دخترا میترسند ازش :)) این کار تحقیقاتی ادمین هست گذاشته تا هم رتبه الکسای سایت زیاد پایین نیاد هم با این خدایان گمشده زمین مردم اشنا بشند 🙂
      ممنون از کامنت زیبای شما


بازگشت به بالا


Greenmatech
Iran
output_nrpmHy
Euratra
Iran
notruf

 

فیسبوکگوگلاینستاگراملینکدینjobتوییتر