ابن عربی و شیطان

ابن عربی در نظر علمای تندرو شیعه و  شاید سنی زندیق و مرتد هست ولی از نظر برخی علما حکما و فیلسوفان اسلامی و غیر اسلامی که ارزش و ارج و قربی دارند بسیار مورد احترام هست.

جایگاه شیطان در سلوک خیلی مهم است و ممکن است فیلسوفان و عارفان هم اشتباه کنند. این مسئله شاید مهمترین پرسشی باشد که درباره انسان خدا و شیطان وجود دارد. اینکه بگویی شیطان مامور است و یا بگویی او هم بخشیده خواهد شد یک انحراف است.

حتی شاید یک فریب و دام و یا آزمون در مراحل بالای سلوک باشد و باید آگاه بود و پاسخ درستی داد

برخی روایاتی هست که می گویند حتی شیطان هم به رحمت خدا امیدوار است. این روایت ها مشکوک هستند و چنین نیست

اگر شیطان به رحمت خدا امیدوار است پس چرا قسم باطل خود را نمی شکند و دست از گمراه نمودن مردم بر نمیدارد و شرط بندگی به جای نمی آورد

چنین شرطی برای انسان وجود دارد چرا برای شیطان نباشد؟ شرط لازم برای بخشش ترک فعل حرام و عدم تکرار آن است

شرط مغفرت بندگی است شیطان تنها موقعی می تواند امید به مغفرت داشته باشد که دست از قسم باطل خویش بردارد که بر هم نداشته دیگر وقتی هم برایش نمانده است

او هیچ وقت بخشیده نمی شود و هیچ وقت به انسان سجده نخواهد کرد چون او از بشر متنفرهست.

از جمله روایات دروغ دیگر درباره شیطان اینکه می گویند شیطان به این خاطر به آدم سجده نکرد چون موحد بود و نمی خواست حرمت خدا شکسته شود

این هم دروغ جعلی شیطانی است شیطان سجده نکرد نه برای توجید بلکه برای خود و اینجا هم شرط بندگی به جای نیاورد

ممکن است این پرسشهای درونی در مراحلی از سلوک باشد و همه است و همه چیز به این ختم می شود که خدا منتظر است بداند تو بالاخره شیطان را دشمن خواهی دانست یا نه؟ میان او و شیطان که را انتخاب خواهی کرد؟ میانه را؟

از جمله موارد گمراه کننده دیگر ممکن است این باشد که بگویی شیطان مامور خداست و این هم اشتباه است. و برای اشتباه دانستن این فرض دلایلی دیگری است

البته می شود حالت عارف را در این مرحله با اصل تناقض شرح داد. در مرحله ای از سلوک تناقض با هم چمع می شوند و اصل اضداد داریم و اضداد یگانه می شوند و آب و آتش دوست می شوند و از یک جنس هستند

در متن زیر از ایات 118 و 119 هود استناد می شود البته نیاز به ظرافت دارد و تاکید بر پر کردن جهنم در اینجا بعد از آن آیه مورد استناد معنی خاصی را دارا است

وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ﴿۱۱۸﴾

إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿۱۱۹﴾

و اگر پروردگار تو مى‏خواست قطعا همه مردم را امت واحدى قرار مى‏داد در حالى كه پيوسته در اختلافند(۱۱۸)

مگر كسانى كه پروردگار تو به آنان رحم كرده و براى همين آنان را آفريده است و وعده پروردگارت [چنين] تحقق پذيرفته است [كه] البته جهنم را از جن و انس يكسره پر خواهم كرد(۱۱۹)

اصل متن:

طرف خطاب بنده هر دو گروه معتقد یا منکر موجودیت شیطان و خصایص او هستند! چون عرایض بنده ، نه انطباق کاملی با این گروه دارد و نه با آن گروه ! بلکه مبتنی است بر نگاه عمیق عرفای اسلامی به این موضوع ، که با نگاه فقها و علمای ظاهرهم تقریبا هیچگونه انطباق و توافقی ندارد!
هر چند باز لازم بذکر می دانم که بطور کلی طرف خطاب بنده در این سایت ، ( پیرامون هر موضوع یا پاسخی که عنوان نموده ام ) ، آن دسته دوستانی هستند که نه از گروه مقدسهای جاهلند و نه از روشنفکرنمایان بی دین !
فقط تقاضای این دوست کوچکتان این است که قبل از هرگونه داوری در خصوص عرایض بنده ، با دقت و صرف وقت و حوصله کافی و نگاهی عمیق ، عرایض بنده را مطالعه و بررسی نمایید و سپس در مورد آن قضاوت کنید ؛ هر چند با توجه به سلاست و روانی عرایضم و استناد بنده بدلایل محکم عقلی و نقلی و احیانا شهودی که دقیقا انعکاس مکاشفات ارزشمند عرفایی چون ابن عربی و قونوی و جندی و…است و همچنین ارجاع به منابع اصلی عرفان نظری و تاکید بر رجوع به اساتید حاذق و مجرب این فن ( یعنی اساتید عرفان نظری و حکمت متعالیه ) جهت رفع اشکال ، حقیر خود را از هر گونه توضیح یا پاسخ اضافی دیگری به دوستان عزیز ، کاملا بی نیاز می دانم.

بنده عین عرایض قبلیم در این خصوص را ( بدون کوچکترین تغییری ) که البته در چند پست عنوان نموده ام ، مجددا ذکر می نمایم.

اگر شما عزیزان شناختی ولو اجمالی با نظریات و مبانی فکری این اعجوبه روزگار ( محیی الدین عربی ) داشتید ، ( که به گفته استاد عرفان و اخلاق علامه طباطبایی ، یعنی جمال العرفا و فخر الحکما ، آیه الله حاج میرزا علی آقای قاضی ، بعد از مقام معصومین (ع) هیچیک از حکما و عرفا به مقام محیی الدین نمی رسند و در معارف ربانی ، همواره ریزه خوار سفره بی دریغ او هستند! ) ، از قشر و پوسته عبور نموده و به مغز می رسیدید و در برابر عرایض این برادر حقیرتان که تنها بازگو کننده نظرات عمیق این اعجوبه روزگار می باشم ، حالتی تدافعی یا احیانا تهاجمی بخود نمی گرفتید!!!

همانطور که عرض نمودم به مصداق فرمایش حضرت علی(ع): الانسان عدو لما جهله
انسان دشمن چیزی است که نسبت به آن از آگاهی عمیقی برخوردار نیست.
اساسا شرور که مجازا می توان گفت از مظاهر عدمند ، در جهان خارج بهیچ وجه مصداقی ندارند ، بلکه حقیقت هستی و کائنات سراسر وجود اندر وجود است و خیر و نور و رحمت است و عدمها و شرور کاملا نسبیند و پنداری. اصولا طبق مبانی قویم و متقن مکتب صدرایی موسوم به حکمت متعالیه ، وجود مساوی و مساوق با نور است و رحمت. یعنی هر چه موجود است ، الزاما مورد رحمت است ، بلکه دلیل موجودیتش رحمت است. و لذا وجود شیطان هم از الطاف خفیه الهی است و وجود او در دایره و نظام خلقت لازم بوده است و الا هرگز از کتم عدم و پرده نیستی به عرصه وجود قدم نمی گذارد!
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست
که هر چیزی بجای خویش نیکوست!
در پهنه دریای بیکران هستی ، جمیع شرور نسبیند نه مطلق و گر نه خداوند شر مطلق را خلق نخواهد کرد و اساسا هر چه موجود است ، مرحوم است نه ملعون. اساسا نفس وجود رحمت است و لا غیر. و لا یزالون مختلفین الا من رحم ربک و لذلک خلقهم
اشکال شما دوستان این است که از پوسته الفاظ عبور نکرده اید تا به مغز و معنای آنها برسید. لعنت خدا خطاب به شیطان و طرد او ، لعنتی تشریعی و حکمی است نه تکوینی.
و لذا شیطان هم نه به اعتقاد حقیر بلکه به زعم عرفای بزرگی چون ابن عربی که شخصیتهای بزرگ عالم عرفان و فلسفه چون ملاصدرا و علامه طباطبایی و امام (ره) در مقابلش نهایت خضوع و خشوع را قائلند و در دیده صدر الدین شیرازی بسی از فارابی و ابن سینا مهیبتر و عظیمتر جلوه نموده است ، نور و رحمت و تجلی است از سوی خدا ولی در لباس ظلمت و شقاوت ( لطفا دقت کنید ).
شیطان مظهر اسم مضل خداست که در تجلی بصورت ابلیس ظاهر شده است نه چیز دیگر.
اگر وجودش شر مطلق بود ، خداوند وجود و خلقت او را بر عدمش ارجحیت نمی داد!
بطور کلی اختلاف نظر عرفا با فقها و سایر طبقات حکما و دانشمندان اسلامی ناشی از این است که آنها همواره نظری از بالا به کائنات و هستی می کنند نه نظری محدود و یک جانبه و افقی.
خداوند صفات متعددی دارد و هر یک از آنها بنوعی تجلی می کنند. صفت قهر بنوعی ، صفت جمال بنوعی دیگر؛ صفت مضل بصورت و قالبی دیگر.
و نحوه تجلیات خدا ناشی از وجود صفات متعدد اوست که گاهی از تناکح و تعاون یا احیانا تقابل و تفاضل آنها پدیده ها و موجودات خاصی متجلی شده و به عرصه ظهور وارد می گردند.
اسرافیل مظهر اسم محیی و عزرائیل مظهر اسم ممیت اوست و شیطان مظهر اسم مضل خداست. اگر شیطان در دایره هستی وجودی مطلقا شرور و منفور بود هرگز به عرصه ظهور نیامده و خداوند او را خلق نمی کرد! پس خلقت او دلیل بر ارجحیت وجود او بر عدمش است!
و خداوند هرگز کار بیهوده و غیر حکیمانه نخواهد نمود. آری قبای رحمت او همه چیز را فرا گرفته حتی وجود شیطان که او را پلید و ملعون می خوانیم. رحمتی وسعت کل شیء! آیا شیطان جزو مخلوقات و اشیاء نیست؟!!!
آری دوستان عزیز
جهان مرآت حسن شاهد ماست
فشاهد وجهه فی کل مرآت
بحث تجلی و چگونگی آن اعم از نحوه و کیفیت صدور کثیر از واحد علی رغم وجود قاعده ” الواحد لا یصدر عنه الا الواحد” یا کیفیت تجلی ذات خدا اعم از فیض اقدس یا فیض مقدس و همچنین درک مطالب محیی الدین که ممکن است در نگاه اولیه با بسیاری از معارف و نصوص و متون دینی در تناقض باشد یا حتی کفر آمیز بنظر آید ، نیاز به تمهیدات و مقدمات فراوانی دارد که پس از سالها تلمذ حضوری نزد اساتید متبحر و کار کشته و حاذق عرفان و طی مقدماتی از قبیل فرا گیری عمیق کلام و فلسفه اسلامی و خون دل خوردن و تحقیق و تفحص همه جانبه امکان پذیر خواهد بود.
لذا قبل از ایجاد تمهیدات فوق ، بروز چنین اشکالاتی از ناحیه بعضی دوستان ، طبیعی و بدیهی خواهد بود!!!
علی هذا سفارش می نمایم که به عنوان یک برادر کوچک پند حقیر را پذیرا باشید و قبل از آشنایی ولو اجمالی با مباحث عمیق عرفان نظری و بالاخص نظریات بعید الغور و سنگین امثال ابن عربی ، از اظهار نظرهای ناشیانه در مورد آنها بشدت اجتناب نمایید!
با این وجود برای شناخت و آگاهی ولو اجمالی با نظریات این اعجوبه عرفان که پاسخ تعدادی از اشکالات شما هم متوقف بر آگاهی عمیق از آنها است، مطالعه کتب زیر را البته با مراجعه به اساتید حاذق در موارد لازم پیشنهاد می نمایم.

1- محیی الدین عربی چهره بر جسته عرفان اسلامی اثر دکتر محسن جهانگیری2- مبانی عرفان نظری اثر دکتر رحیمیان3- عرفان نظری اثر دکتر سید یحیی یثربی4- احیاگر عرفان اثر محمد بدیعی5- وحدت وجود به روایت ابن عربی و مایستر اکهارت اثر دکتر قاسم کاکایی 6- شرح مقدمه قیصری اثر استاد سید جلال الدین آشتیانی7- شرح فصوص الحکم اثر دکتر موحد 8- شرح فصوص الحکم موسوم به ممد الهمم اثر آیه الله حسن زاده آملی 9- شرح فصوص الحکم قیصری و…

درک مطالب و موضوعات بسیار ژرف و پیچیده عرفان نظری و بخصوص مکتب ابن عربی یا نقد و بررسی آنها ، بدون کسب مقدمات لازمه آن، بهیچ وجه میسر نخواهد بود.
بنا بر این بدون کسب مقدمات لازم و تمهیدات بخصوص ، ورود و اظهار نظر در این موارد کاری بسیار نا معقول و غیر منطقی خواهد بود و حاصلی نخواهد داشت جز آنکه نمونه اش را در سخنان شما دوست عزیز شاهد هستیم!
محیی الدین عربی کسی است که بزرگانی چون ملاصدرا و ملاهادی سبزواری و شیخ بهایی و آیه الله حاج میرزا علی آقای قاضی و علامه طباطبایی و…صدها مستشرق و حکیم در سراسر جهان ( از شرق و غرب) نهایت احترام و خضوع برای او و نظریات جنجالیش قائلند و عمده مبانی حکمت صدرایی نه به اعتقاد حقیر ، بلکه به اعتراف افرادی امثال آیه الله حسن زاده آملی و جوادی آملی و علامه طباطبایی ، مبتنی بر نظریات ژرف این اعجوبه روزگار است و امام (ره) نیز او را بزرگ مردی خطاب می کنند که درک مطالب باریکتر زموی منازل معرفت و دقایق مکتب ابن عربی را فقط موکول و متوقف بر شناخت عمیقی می دانند که با سالها خون دل خوردن و تفحص و تحقیق میسر می گردد.
علامه طباطبایی می گویند: محیی الدین در فصوص مشت مشت حکمت آورد و در فتوحات دامن دامن و در اسلام ( بعد از مقام معصومین ) تا بحال کسی نتوانسته حتی یک جمله مثل ابن عربی بیاورد!
و معتقد است که جمیع حکما و عرفای بعد از او ، هر چه دارند از اوست و همگی ریزه خوار سفره بی دریغ او هستند!
از سخنان شما بسیار واضح بود که حتی یکبار هم زحمت خواندن با حوصله عرایض بنده را بخود نداده بودید ، چون پاسخ اشکال شما در آن بصورت واضح داده شده بود! پس لطفا محبت فرموده و مجددا به آن مراجعه نموده و از سر لطف و عنایت با دقت و عمق بیشتری و با پرهیز از شتابزدگی ، که حاصلی جز قضاوت عجولانه و نپخته ندارد، عرایض حقیر را بررسی و مطالعه فرمایید.
اگر شما از عمق معارف قرآنی و مبانی عرفانی و حتی اصول حکمت صدرایی آگاه بودید، بخوبی می دانستید که هیچ موجودی از رحمت خدا محروم و بی نصیب نیست ؛ چرا که همان خلقت و موجودیتش دلیل بر رحمت خداست. ( اساسا وجود مساوی و مساوق با رحمت است ، به هر چه و به هر که تعلق گیرد ولو ابلیس! )
خداوند می فرماید: رحمتی وسعت کل شیء ( لطفا زیادی دقت کنید! )
رحمت من همه موجودات را در بر گرفته. آیا ابلیس جزو موجودات و اشیاء نیست؟!!!
همین فرصت خداوند به ابلیس تا روز قیامت ، علی رغم نا فرمانی او ، نوعی رحمت و شفقت به او نیست؟!!!
دوستان عزیز! بر خلاف اعتقاد برخی از شما، رحمت خداوند تخصیص بردار نیست و شامل همه موجودات می شود حتی ابلیس. ولی هر موجودی بگفته قرآن کریم به اندازه سعه و ظرفیت وجودی خود از آن باران رحمت برخوردار می گردد ، ولی نه اینکه بطور کلی از باران رحمتش محروم باشد!
انزل من السماء ماء فسالت اودیه بقدرها خداوند می فرماید: هر ظرفی از رحمت او به اندازه حجم و ظرفیتش بر خوردار می گردد ، موجودی کمتر و وجودی بیشتر ولی هرگز نفرموده که بعضی ظروف بطور کلی از رحمت او بی نصیب می مانند( چنانکه شما دوست عزیز پنداشته اید!!!)
اتفاقا این فرمایش شماست که با نص صریح قرآن سازگاری ندارد !!!
چون خداوند می فرماید: و لا یزالون مختلفین الا من رحم ربک و لذلک خلقهم
مفهوم کلی آیه کریمه این است که اساسا موجودی که از کتم نیستی به اراده خداوند به عرصه وجود قدم می گذارد ، دلیل موجودیتش چیزی جز رحمت خدا نبوده است( ولذلک خلقهم ).
و اما اینکه می فرمایید: نظرات بنده با قرآن منطبق نیست ؛ دوست عزیز در پاسخ قبلی هم عرض کردم که برای رسیدن به عمق و محتوای ژرف قرآن باید از پوسته خشک الفاظ عبور نمود تا به مغز رسید. چون قرآن کریم هفتاد بطن دارد و قضاوت در مورد آیات آن قبل از عبور از این مرحله میسر نخواهد بود و رسیدن به عمق مفاهیم قرآن کار راسخون در علم می باشد.
ثانیا حقیر ، هیچکدام از عرایضم متعلق به خودم نبود ، چون نه ادعایی دارم و نه در حدی هستم که نظریه پردازی کنم، بلکه تنها منعکس کننده عین نظریات ژرف محیی الدین و مکتب غنی و استوار او بودم و بس.
اگر شما با نگاهی غیر فنی و بدون آگاهی از مبانی عرفان نظری خصوصا مکتب این اعجوبه فرهنگ اسلامی ، به اندیشه ها و گفته ها و تالیفات او نظر بیندازید ، یقینا او را ملحدی بی دین و زندیقی منحرف خواهید دانست! چنانکه بسیاری از علما و فقها بر این عقیده بودند! ولی همانطور که عرض کردم رسیدن به عمق نظریات او کار هر کسی نبوده و نیاز به تمهیدات فراوانی دارد .
ثانیا باز اگر با همان نگاه مبتدیانه و غیر فنی و نپخته و سطحی ، به تالیفات و عقاید او نظر افکنید در بسیاری از موارد آنها را با نص قرآن در تعارض می بینید! مثل نظر او در باره ایمان فرعون که معتقد است فرعون با ایمان از دنیا رفت! یا آتش جهنم که بر خلاف ظاهر آیات قرآن ، معتقد است که جاویدان نبوده و کفار در آن مخلد نخواهند بود! یا توحید ابلیس! یا اشتباه یا نقص حضرت نوح (ع) در نحوه دعوت قومش بسوی توحید! در صورتی که طبق اعتقادات ما پیامبران از اشتباه و گناه مصون هستند!
به هر حال وادی عرفان وادی عجیبی است که تقریبا هیچ شباهتی به وادی فلسفه – فقه – کلام و سایر علوم اسلامی و نحله های مختلف آن ندارد و اساسا نحوه نگرش و جهان بینی خاصی که دارد با جهان بینی فلسفی و کلامی و فقهی بسیار متفاوت است و درک این تفاوتها فقط با قدم گذاردن اصولی و فنی در این مسیر میسر خواهد شد نه چیز دیگر.
علی هذا باز هم بعنوان یک برادر کوچک از شما تقاضا دارم که قبل از کسب آن تمهیدات لازم از اظهار نظر در مورد مبانی عرفان نظری و بالاخص نظریات ژرف این نابغه همه اعصار فرهنگ اسلامی بشدت اجتناب کنید!
گمان می کنم که با دقت و تعمق کافی در مطالب قبلیم و عرایضی که اکنون باستحضار رسانیدم و پرهیز از شتابزدگی و سطحی نگری ، پاسخهایم کاملا کافی و وافی بوده و نیازی به تکرار سخنانم نخواهد بود. ضمنا مطالعه کتبی که در پاسخ قبلیم به تعدادی از آنها اشاره نمودم ، در شناخت و درک صحیح مبانی عرفان نظری و حداقل در اجتناب از شتاب زدگی در قضاوت پیرامون مکتب ابن عربی، خالی از فایده نخواهد بود.

بدون آشنایی ولو اجمالی با مبانی عرفان نظری و در راس آن نظریات ژرف و پر مغز پدر عرفان نظری یعنی ابن عربی ، بحث در خصوص نتایج این مبانی از قبیل مواردی که اشاره نمودم ( مثل ایمان فرعون یا عدم خلود کفار در دوزخ یا نقص در دعوت نوح و…) خالی از هر گونه نتیجه ای خواهد بود.
با این حال عرایضی را باختصار حضورتان عنوان می نمایم.
دوستان عزیز ، وقتی علاوه بر مراجعه به نص صریح آیات قرآن کریم ، با برهان عقلی یا شهود قلبی ، عمیقا محرز گردد که وجود مساوق و مساوی با رحمت است ( چنانکه در حکمت صدرایی این شهود عارفانه با براهین و استدلالهای عقلی هم بخوبی مبرهن گردیده و به اثبات رسیده است) ، بخوبی خواهید دانست که هر چه موجود است ، مرحوم است ؛ یعنی مورد رحمت است ، اگر چه جهنم باشد ، اگر چه شیطان باشد و…
آری دوست عزیز از دیدگاه یک عارف ژرف اندیش ، ( نه یک مسلمان ظاهربین و سطحی نگر و متعصب )، جهنم هم رحمت خداست! ولی در لباس ظلمت وعذاب و…
از همین روست که در قرآن کریم بوضوح می بینیم که خداوند به صراحت می فرماید: هذه جهنم التی یکذب بها المجرمون یطوفون بینها و بین حمیم ءان و بلافاصله علی رغم وصف جهنم با این خصوصیات ، آن را نعمت و رحمتی از جانب خود دانسته است! فبای آلاء ربکما تکذبان؟!!!
اینکه می گویم درک صحیح و عمیق معارف قرآن جز از راه متابعت تحقیقات و نظریات پیروان و احیاگران حقیقی مکتب اهل بیت چون ابن عربی و…میسر نخواهد گردید ، برای این است!!!
آیه ای که بارها عنوان نمودم ( و دوستان اصلا عنایتی به آن ننمودند ) هم دال بر همین معنا است . و لا یزالون مختلفین…و لذلک خلقهم
اساسا موجودیت کائنات ناشی از صفت رحمت خداست که در قالب رحمت عامه برای همه موجودات و کائنات و در قالب رحمت خاص برای مومنین در روز قیامت تجلی نموده است.
شیطان موجود است ، پس مرحوم است! صرف اینکه او از درگاه خدا رانده شده ، دلیل بر این نیست که او منفور مطلق باشد! اگر چنین بود که اصلا موجودیتش خلاف حکمت و علم خدا بود!!! و خدا هرگز او را از کتم عدم به عرصه وجود نمی آورد!!! ( لطفا دقت فرمایید).
پس موجودیت او بر معدوم بودنش ارجحیت داشت که خدا او را خلق نمود و با خلقتش (چنانکه قبلا عنوان نمودم) مورد رحمت واسعه خود قرار داده است.
دوست عزیز این اجمالی بود از نظر محیی الدین در این خصوص. ولی همانطور که عرض نمودم رسیدن به عمق نظریات او نیازمند مقدمات فراوانی است از جمله آشنایی عمیق با مکتب صدرایی یا همان حکمت متعالیه که مبتنی بر نظریات ابن عربی یا بحقیقت شرح و تبیین برهانی و مستدل مکتب اوست.

این بود قسمتهایی از عرایض بنده که مدتها قبل ، ضمن موضوعی شبیه به همین عنوان ، مطرح کرده بودم. گمان می کنم بشرط نگاهی عالمانه و بررسی عمیق و با حوصله و پرهیز از شتابزدگی در مواردی که عرض نمودم ، و بالاخص با مراجعه به کتبی که در این مورد عنوان نموده بودم و مطالعه عمیق و دقیق متون مذکورو رفع اشکال ، البته با مراجعه به اساتید متبحر و حاذق عرفان ، نه رجوع به نظرات کارشناسان این سایت ( البته از حضور آنها عذر می خواهم ، قصد بنده جسارت به آنها نیست ، بلکه منظورم عدم صلاحیت علمی آنها در اظهار نظر در این مورد بخصوص است ) ، دیگر نیاز به توضیح یا پاسخ مجددی در این باره نباشد.

Share

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



بازگشت به بالا


Greenmatech
Iran
output_nrpmHy
Iran
notruf

 

فیسبوکگوگلاینستاگراملینکدینjobتوییتر