چگونه فکرمان را هدایت کنیم؟

چگونه فکرمان را آزاد کنیم؟

چگونه فکرمان را آزاد کنیم؟ یا هدایت کنیم؟

رابطه ما با فکر مانند کسی که روی اسب نشسته است و افسار اسب فکر ماست. یا مانند کسی که در قایق نشسته و پارو فکر ماست.

هدایت فکر خیلی خیلی مهم است و همه داستان بشریت است. مهم هست که به چی و چگونه باید فکر کرد یا نکرد ؟

این که اسب یا قایق فکر خود را به ” کدام جهت می خواهی هدایت کنی” به علم سایکوسایبرنتیک شناخته است.

لازمه هدایت فکر ، آزادی فکر است.

چگونه فکرمان را هدایت کنیم؟ 

همه ما چسبندگی ذهنی داریم یکی در حسرت گذشته و جوانی و گذشته تلخ خود است. یکی همیشه گرفتار حساب و کتاب است. یکی تمام عمرش دنبال عشق بوده و دائم شکست خورده یکی هم دائم غصه خانواده و زن بچه اش را می خورد دیگری هم دائم به اینترنت فیس بوک و سایت ها معتاد است. بقیه همه چسبندگی های ذهنی دیگر دارند.

باید بررسی علمی روی موضوع چسبندگی های ذهن انسان انجام شده و رهایی از آنها آموخته شود.

به همین دلیل رها بودن هنر است. یکی از راه ها توکل است و سپردن به منبع خوبی ها و بی خیال بودن است.

بهترین راه تغییر هدایت فکر و ازادی فکر تغییر حالت های زندگی است. هر گونه تغییر در منش و روش گذشته می تواند خوب باشد. حتی تغییر جای کار و زنگی و یاد گرفتن هنر جدید، ورزش جدید و اینکه حتما تلاش کنی به چند نفر در روز سلام کنی به خصوص به غریبه ها!

باید هر روز با غریبه های بیشتری حرف بزنی !! با آدمهای جدیدی دوست شوی.

به آنها محبت کنی

به طور ناشناس به افرادی آشنا و غیر آشنا کمک کنی

حرف بزنید! از کسانی که دوست دارید با آنها حرف بزنید و نمی زنید حتما حرف بزنید. نظرات خود را بیرون بریزید و خودتان باشید و از کتمان خود تا حد  رعایت امنیت بپرهیزید.

تفریح و بازی بویژه گروهی را حتما در برنامه زندگی بگنجانید.

به فکر شرایط ایده آل و خاص در آینده نباشید. منتظر هیچ چیز نباشید. آنچه آرزویش را داری از همین شادمانی های کوچک همین لحظه شروع می شود.

عطر و ادکلن بزنید. به ظاهر خود و زیبایی خود اهمیت بدهید. خانهخود را پر از رنگ کنید. پارچه های یا تصاویر با رنگ طول موج بالا سبز نیلی بنفش و بویژه آبی در محل خواب و زندگی تان بگذارید. اگر تنها هستید پیش از دچار شدن به حمله افسردگی احتمالی، حتما یک موسیقی ملایم یا شاد بگذارید. یا تلویوزون را روشن کرده بدون آنکه به صدا یا خبر آن توجه کنید بگذارید یک صدای آرامی از آن به  گوش برسد.

اگر زندگی ات هیچ تغییر در آن پیش نمی آید تو تغییر ایجاد کن و کارهای به ظاهر و بی اهمیت را انجام بده. لباسی اتو کن قابی را تمییز کن. پنجره و تاقچه را مرتب کن. به گلی و درختی  اب بده. به سگی و گربه و پرنده ای غذا بده یا با او حرف بزن بازی کن.

مثلا محل زندگی را تمییر کن همه چیز را مرتب کن. خودش یک کار است. چیزی را که لازم نداری به کسی ببخش. به جای تازه زیبا و سرسبزی برو قدمی بزن.

به کلیسا و مسجدی و عبادتگاهی برو و در آنجا امیدوار به تغییری باش که قرار است خودت اینجا کنی و تنها خودت به خودت می توانی کمک کنی.

تغییران بزرگ از کارهای کوچک است. به دوست های قدیمی فراموش شده ایمیل بزن یا زنگ بزن و یا خبری از آنها بگیر.

هر از چند گاهی کسی را دعوت به خوراک و نوشیدنی کن چه خانه چه بیرون و یا هدیه ای برای کسی بگیر.

مطمئن باش هم این ها به تو باز می گردد.

برای رهایی فکر باید از داشته ها و نعمت های به ظاهر ساده و کم اهمیت در زندگی شروع کنی و از آنها لذت ببری

تا لذت بردن از این چیزها در لحظه موجود را نیاموزی خداوند لذت جدیدی به تو نخواهد داد یعنی در واقع خودت به خودت نخواهی داد و همه خدای خویش هستیم و البته این واگذاری از سوی خداست

هر کس خدای خویش است و تنها خود آدم می تواند به خودش کمک کند و موهبت های بزرگ برای خود خلق کند و البته کمک و نظر خدا هم پشتش است.

باید مدتی از کارهایی دست کشید. مثلا یک هفته تلویزون ندید به اینترنت نیامد به جنگل و کوهی رفت و بی خبر از دنیای تکراری شده باش

خبر نخواندن یکی از تکنیک های شادی بخش و باز کننده و ذهن و فکر است. چون خبر بیرون، خبر حقیقت درون ما نیست و کمکی به پیدا کردن راه ما نخواهد کرد و چسبندگی ذهنی ما را زیاد می کند.

گاهی باید متمرکز شد و برخی کارهای غیر مرتبط باهدف را در روزهای قبل را رها کرد.  تمرکز روی هدف و رها کردن کارهای غیر ضروری به رهایی از چسبندگی ذهنی کمک می کند.

مدتی باید کتابهای مفید خواند. کمی درخت گل و جانور و غذا بیشتر بشناسیم. به حشرات و گل های ریز و تفاوت درختان توجه کنیم.

تفاوت شناسی از زیبایی های دنیاست. چه انسان چه دیگر جانوران درختان سنگها!

راه تغییر فکر و زندگی، شناختن بیشتر پیرامون زندگی است.

موقع خواب از خود بپرسید خدایا من امروز چه یاد گرفتم و چه چیز خوبی رخ داده که باید ازش خوشحال و امیدوار تر باشم. چه کار مفید انجام دادم.

ایجاد تغییرات گاهی مثل این می ماند که شما می خواهی شکل آدمی را رسم کنی اما اجازه داری تنها روزی یک نقطه روی ورق نقاشی به جای بگذاری و از جمع شدن این نقطه ها شکلی بعد از روزها رسم می شود اما آن یک نقطه مهم هست و حتما هر روزی نقطه ای از  خود بجای بگذار

اختصاصی اهورانیوز

مهرداد رضایی

Share

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



بازگشت به بالا


Greenmatech
Iran
output_nrpmHy
Iran
notruf

 

فیسبوکگوگلاینستاگراملینکدینjobتوییتر