رهبر: اروپايى ها ، نژادهاى وحشى‌اند؛

خامنه ای بانوان

این جمله دیروز رهبر سببی شده برخی میهن فروشان دستاویزی قرار دهند و توهین کنند. این جمله بحقی است و سالهاست که ما می گوییم اروپایی ها باطن بی اخلاق و وحشی دارند و بر پایه بی اعتقادی و بی اخلاقی غیر قابل کنترل هستند و مثل آب خوردن میلیون ها نفر را می کشند! سلاح شیمیایی به تروریست ها می دهند مستقیما ترور می کنند داروهای مخرب به ملت ها می فرستند میراث فرهنگی و معادن ملت ها را غارت می کنند و هزار کثافت کاری های دیگر.

واقعا بیان این جمله از رهبر شهامت ایشان است و بحق هم گفتند. اما برخی ایرانی های خود باخته بهشان بر خورده چون دوست دارند غربی ها همیشه ما را وحشی بدانند و به این حقارت تحمیلی حتی فخر هم می کنند

بخشی از سخنان دیروز رهبری در میان بانوان

 اگر چنانچه فرض كنيم در يك خانواده‌اى، در يك خانه‌اى، مرد به همسر خودش توهين ميكند، انواع توهينها، از توهينهاى رفتارى تا زبانى تا وحشى‌گرى يدى كه متأسّفانه يك جاهايى هنوز در كشور ما وجود دارد كه نبايد وجود داشته باشد، البتّه در بين غربى‌ها هست، فراوان هم وجود دارد، خلاف انتظار هم نيست – غربى‌ها، يعنى بخصوص نژادهاى اروپايى، نژادهاى وحشى‌اند؛ اينها ظاهرشان اتو كشيده و كراوات زده و ادكلن زده و اينهايند امّا همان باطن وحشى‌گرى‌اى كه در تاريخ وجود داشته هنوز هم در اينها هست؛ راحت آدم ميكشند، خونسرد جنايت ميكنند؛

 البتّه من اطّلاع دارم و خوانده‌ام در نوشتجاتى، در مطبوعاتى، در كتابهايى كه انديشمندان غربى بتدريج دارند احساس ترس و احساس دهشت ميكنند از اين وضعيّت؛ كه حق با آنها است، منتها دير فهميدند؛ دامن زدن به مسئله‌ى شهوت – كه متمركز بود روى مسئله‌ى زنها؛ و امروز مى‌بينيد كه در دنيا بدتر از اينها دارد ميشود، اين مسئله‌ى همجنس‌بازى و همجنس‌گرايى و اين ازدواجها و خانواده‌هاى دو جنس مشابه و مانند اينها – اينها چيزهايى است كه به زبان آسان مى‌آيد؛ اينها چاله‌هاى عظيم و عميق و خطرناكى است پيش پاى آن تمدّن و كسانى كه آن تمدّن را دارند اداره ميكنند و پيش ميبرند؛ لغزشگاه عجيبى است، پدر اينها را درخواهد آورد؛ حالا اين نيمه‌ى راه است، نيمه‌ى سراشيبى است. البتّه به نظر من قادر هم نيستند جلوى آن را بگيرند. يعنى مشكل آنها از اين حرفها گذشته است. من چند سال پيش – هفت، هشت، ده سال قبل از اين تقريباً – در مطبوعات كشورهاى خارجى ديدم و خواندم و شنيدم كه آمريكايى‌ها دارند دنبال ميكنند كه از كتابهاى فلان نويسنده‌ى مثلاً رمان‌نويسِ خانواده‌نويس – كه رمان‌هايش اطراف خانواده است – فيلم درست كنند براى اينكه بكشانند جهت فيلمسازى و فيلمبردارى و سينما و مانند اينها را به اين جهت؛ خب، يك كارهايى هم كرده‌اند، دارند هم ميكنند؛ امّا اينها مثل يك جريانهاى باريكى است در مقابل يك سيل عظيمى كه خودشان به دست خودشان راه انداختند؛ و دچارشان كرده است و بعد از اين بيشتر دچارشان خواهد كرد. ما البتّه نسبت به اين قضيّه فعلاً يك “مصونيّةٌما”اى(1) داريم – به خاطر همين حجاب و همين چيزهايى كه وجود دارد – منتها اين را نبايستى دستِ‌كم گرفت، بايستى اين را به‌جّد اهمّيّت داد. در همين مباحثى كه خانمها اشاره كرديد كه داريد كار ميكنيد، اين مسئله‌ى جاذبه‌ى جنسى و خطر جاذبه‌ى جنسى براى زن و براى مرد و براى جامعه و براى خانواده، اين را به نظر من خيلى بايستى جدّى گرفت.
خب، عرض كرديم گفتمان اسلام “زنِ حقيقى” است؛ اين گفتمان را همان‌طور كه اشاره كردم، بايستى ما به صورت تهاجمى مطرح كنيم. مطلقاً در موضع دفاعى قرار نگيريد. گفتند بعضى از خانمها كه آن كسانى كه دنبال مثلاً كنوانسيون زنان يا مؤسّسات وابسته به سازمان ملل هستند، تهديد ميكنند كه اگر چنين كنيد، اگر چنان كنيد ممكن است عليه شما قطعنامه صادر كنيم! خب به دَرَك! قطعنامه صادر كنند. گفتمان اسلامى در مورد زن را بايست با روحيّه‌ى تهاجم، طلبگارانه مطرح كرد. اگر آنها گفتند كه شما چرا به زن براى اينكه بتواند بى‌حجاب بگردد آزادى نميدهيد، بايد گفت شما چرا اين آزادى مضرّ و دهشتناك را ميدهيد، به آن شكلى كه امروز در غرب وجود دارد. آنچه كه امروز در غرب در زمينه‌ى بى‌حفاظى و بى‌حجابى زن دارد دنبال ميشود، واقعاً گاهى اوقات تصوّرش انسان را دچار دهشت ميكند كه چكار ميخواهند بكنند، كجا دارند ميروند؟ كه لابد شماها خبرهايتان بيشتر از من است، ولى من هم اطّلاعات زيادى دارم در اين زمينه كه چه كارهايى دارد انجام ميگيرد؛ در سطوح مختلف: از سطوح بالا، تا سطوح كار و معيشت متعارَف زندگى و شغل و اين حرفها. خصوصيّات زن در اين گفتمان گفته شود؛ كرامت زن، عزّت زن، ظرافت زن، نه فقط ظرافت جسمى بلكه ظرافت ساختمان فكرى و عصبى و ظرافت كاركردى كه بايد بكند. اين رشته‌هاى بشدّت رقيق و نازك اعصاب كودك را فقط سرْانگشت ظريف و لطيف مادر است كه ميتواند از هم جدا كند كه عقده به‌وجود نيايد، گره به‌وجود نيايد؛ هيچ كس ديگر نميتواند، يعنى هيچ انسان ديگرى كه از جنس زن نباشد نميتواند؛ اين كار، كار زنانه است. يعنى برخى از كاركردها بقدرى همراه با ظرافت است كه انسان استعجاب ميكند از قدرت الهى كه چطور اين توانايى بالا را همراه با ظرافت به زنان عنايت كرده. من هميشه به دوستان و خويشاوندان و زنان ميگويم، ميگويم برخلاف آنچه كه معروف است، در بين اين دو جنس، آن جنس قوى‌تر زن است. زنها قوى‌تر از مردهايند. زنها ميتوانند با تدبير و با ظرافت، مرد را در دست خودشان بچرخانند؛ انسان، هم در تجربه اين را مشاهده ميكند، هم با قياسهاى فكرى و عقلى اين را ميتواند اثبات بكند. اين واقعيّتى است. بله، زنهايى هستند كه بى‌تدبيرى ميكنند، لذا اين كار را نميتوانند انجام بدهند؛ امّا زنى كه اهل تدبير باشد، مرد را ميكند رام خودش. اين مثل اين است كه يك نفرى بتواند يك شير درنده را افسار بزند، سوارش بشود؛ اين معنايش اين نيست كه او از لحاظ جسمى از اين شير قوى‌تر است، معنايش اين است كه توانسته اين اقتدار معنوى را به كار ببرد؛ زنها اين توانايى را دارند، منتها با ظرافت؛ يعنى ظرافتى كه ميگوييم، تنها ظرافت در تركيب جسمانى و ساختمان جسمانى نيست، بلكه ظرافت در فكر و انديشه و تدبير و دستگاه تصميم‌گيرى است كه خداى متعال در زن قرار داده. بنابراين به نظر من اساس كار بايد اين باشد: اين گفتمان بايستى تقويت بشود و پيش برود.

Share

پاسخ دهید



بازگشت به بالا


output_nrpmHy
output_nrpmHy

فیسبوکگوگلاینستاگراملینکدینjobتوییتر

  
  job